
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «دلی پر از امید آورده باشد» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دلی پر از امید آورده باشدبهاران را نوید آورده باشدیکی در می زند، ای کاش مریم...کمی حلوای عید آورده باشد!علی بیانی۲۲؍۱؍۱٤۰۳...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «مه از سرجر، تگیوه دوست داروم» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بَسَم هزارگیمه از سرجر، تَگیوه دوست دارومخنی پای پیتیوه دوست دارومد سر مه دخترو قاره که بر چی...تو خانه پُرپَلیوه دوست داروم؟!علی بیانی۳؍۳؍۱۴۰۳...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «دل از آمال دل شد گاه و بیگاه» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دل از آمال دل شد گاه و بیگاه مرادش زیر گِل شد گاه و بیگاهچقدر این جیبهای خالی منکم آورد و خجل شد گاه و بیگاهعلی بیانی۲٤؍۱۰؍۱٤۰۳...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «نباید گل به رویت گفته باشد» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نباید گل به رویت گفته باشدنه حتا تندخویت گفته باشدپریشان ریختی بر دوش، آیا...چها شانه به مویت گفته باشد؟علی بیانی۳؍۱۱؍۱۴۰۳...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «شب است و باز غمگینم ستاره» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شب است و باز غمگینم ستاره "پر از فریاد و نفرینم " ستاره دو چشمم کور گردد، کور گردد...تو را وقتی نمیبینم ستاره!علی بیانی ۳۱؍۶؍۱۴۰۴...
ادامه مطلب
دل از آمال دل شد گاه و بیگاه مرادش زیر گِل شد گاه و بیگاه چقدر این جیبهای خالی من کم آورد و خجل شد گاه و بیگاه علی بیانی ۲٤؍۱۰؍۱٤۰۳...
ادامه مطلب
شب است و باز غمگینم ستاره "پر از فریاد و نفرینم " ستاره دو چشمم کور گردد، کور گردد... تو را وقتی نمیبینم ستاره! علی بیانی ۳۱؍۶؍۱۴۰۴...
ادامه مطلب
بَسَم هزارگیمه از سرجر، تَگیوه دوست دارومخنی پای پیتیوه دوست دارومد سر مه دخترو قاره که بر چی...تو خانه پُرپَلیوه دوست داروم؟!علی بیانی۳؍۳؍۱۴۰۳ |+| نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد ۱۴۰۳ساعت ۷:۴۹ ب.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
دلی پر از امید آورده باشدبهاران را نوید آورده باشدیکی در می زند، ای کاش مریم...کمی حلوای عید آورده باشد!علی بیانی۲۲؍۱؍۱٤۰۳ |+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
بهاران دشت پر گل میشود بازنسیم و رقص سنبل میشود بازتو اما نیستی میدانم آخر...دلت دلتنگ کابل میشود باز!علی بیانی۱۰؍۱۰؍۱۴۰۱ |+| نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۴۰۱ساعت ۵:۳۳ ب.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
پر از اندوهم و شادم کند بازکشد در بند و آزادم کند بازبه طرز دلبری چشمان نازتخرابم کرده آبادم کند باز!علی بیانی۸؍۱۰؍۱۴۰۱ |+| نوشته شده در جمعه نهم دی ۱۴۰۱ساعت ۵:۲۶ ب.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
دل بی طاقت مادر غمین استتنی افتاده بی سر نازنین استکتابی در بغل گیسو پر از خونبمیرم آخ این ام البنین استعلی بیانی۹؍۷؍۱۴۰۱تو کاجی از غرورت ترس دارندچه پنهان از حضورت ترس دارندهزاره خار چشم کیستی توکه اینقدر از شعورت ترس دارند؟!علی بیانی۱۰؍۷؍۱۴۰۱در رثای شهدا و جوانان جوانمرگ کاج که به ناحق فقط به جرم هزاره بودن پرپر شان کردند، نفرین بر عاملین و قاتلین این جنایت! |+| نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۱ساعت ۸:۳۶ ق.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
پر از خون در ارزگان پرپرم منورقهای کدامین دفترم من؟!کسی با خون نوشته یادگاری...گمانم خاطرات هاجرم من!علی بیانی۲۸؍۷؍۱۴۰۱ |+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۱ساعت ۶:۱۵ ب.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
از این دریای توفانی صدف بردچپاول کرد و خورد از هر طرف بردغرور و آبروی کابلم را...فقط یک بیشرف، یک بیشرف برد!علی بیانی۲۴؍۵؍۱۴۰۱ |+| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
پر از عشق و پر از امید جنگلبه ساز باد می رقصید جنگللبم روی لبت بود و لب رود...به یادت هست، ما را دید جنگل؟علی بیانی۳۱؍۶؍۱۳۹۷این دوبیتی از چهار سال پیش است که در تلگرام و فیسبوک نشر کرده بودم ولی اینجا را یادم رفته بود. |+| نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ  توسط علی بیانی | بخوانید...
ادامه مطلب
من همان شهر پس از جنگم که آبادی نداشتپرچم سرخ و سیاه و سبز آزادی نداشتهر قدم در پیش پایم سنگ ماند این روزگاربدبیاری تا به این حد را کسی یادی نداشتهیچکس اندازهی من دل نداد و دل نبردعشق هم چیزی برایم غیر بربادی نداشتبیستون را کنده ام از بیخ و بنیادش ولیکاش شیرینم به جز من هیچ فرهادی نداشتدختر ارباب ...
ادامه مطلب
بداههخدا جان میشود از بُغض بُن بست...که بر گردم به سال سه صد و شصت؟خودم از بیهقی باید بپرسم:خراسانیکه میگویی کجا هست؟!علی بیانی۳؍۹؍۱۳۹٨...
ادامه مطلب
مرا از دل دعا کن مادر منکه میچرخد زمین دور سر منکسی جای خدا دیشب، پریشبچَکَر میزد میان باور منعلی بیانی۱٨؍۷؍۱۳۹٨...
ادامه مطلب
صبح چشمان تو در آینه پرواز کندعشق هم پنجره ای رو به دلم باز کندناز لبخند تو در آینه تکثیر شودشانه از جنگل موی تو سرازیر شودغرق در آینه باشی به تو چشمک بزنممیوهی تازه رس باغ تو را تک بزنمچه بگویم به ...
ادامه مطلب
از اینجا میبرم چشم ترم را دلم را، نامه های دلبرم را میان بَیک من بگذار مادر... غمم را، زخم های کشورم را علی بیانی ۲۳؍۱۰؍۱۳۹۶ ...
ادامه مطلب