- تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 12:48
پریرویان شهر از ناز ماندندهم از رقص و هم از آواز ماندندلب و لبخند زیبای تو را دید...دهان پنجرهها باز ماندند!علی بیانی۱۳؍۹؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۱ساعت ۵:۳۹ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
پر از اندوهم و شادم کند باز - تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 12:48
پر از اندوهم و شادم کند بازکشد در بند و آزادم کند بازبه طرز دلبری چشمان نازتخرابم کرده آبادم کند باز!علی بیانی۸؍۱۰؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  جمعه نهم دی ۱۴۰۱ساعت ۵:۲۶ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
کلاف گیج و سردرگم من و تو - تاریخ: 1401/9/4 ساعت: 16:01
کلاف گیج و سردرگم من و توقضاوتهای این مردم، من و تو!به روی تابهی داغ از محبت...پر از بیتابی گندم من و تو!علی بیانی۲؍۹؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر ۱۴۰۱ساعت ۳:۱۰ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
چراهای محالم را ببافم... - تاریخ: 1401/9/4 ساعت: 16:01
چراهای محالم را ببافم...جنون حس و حالم را ببافمدلم میخواهد امشب تا دم صبحبه موهایت خیالم را ببافم!علی بیانی۳؍۹؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر ۱۴۰۱ساعت ۶:۲ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
شب و ماه و ستاره دشت برچی - تاریخ: 1401/8/25 ساعت: 9:00
شب و ماه و ستاره دشت برچیگلوی پاره پاره دشت برچیکتاب و دفتر و میز پر از خونمنم، من، یک هزاره دشت برچی!علی بیانی۲۳؍۸؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۱ساعت ۵:۵۱ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
تو کاجی از غرورت ترس دارند - تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 15:48
دل بی طاقت مادر غمین استتنی افتاده بی سر نازنین استکتابی در بغل گیسو پر از خونبمیرم آخ این ام البنین استعلی بیانی۹؍۷؍۱۴۰۱تو کاجی از غرورت ترس دارندچه پنهان از حضورت ترس دارندهزاره خار چشم کیستی توکه اینقدر از شعورت ترس دارند؟!علی بیانی۱۰؍۷؍۱۴۰۱در رثای شهدا و جوانان جوانمرگ کاج که به ناحق فقط به جرم ...
قرار ما به فردا ماند، رفتیم - تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 15:48
قرار ما به فردا ماند، رفتیمنشد از ما و دنیا ماند، رفتیمهمیشه دست خالی با دلی پرچه دلها پشت سر جا ماند، رفتیم!علی بیانی۱۷؍۷؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۱ساعت ۸:۴۰ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
پر از خون در ارزگان پرپرم من - تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 15:48
پر از خون در ارزگان پرپرم منورقهای کدامین دفترم من؟!کسی با خون نوشته یادگاری...گمانم خاطرات هاجرم من!علی بیانی۲۸؍۷؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۱ساعت ۶:۱۵ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
دلی در آرزویت میکشیدم - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 11:15
دلی در آرزویت میکشیدمشبی دستی به مویت میکشیدماگر نقاش بودم پشت یک میز...خودم را روبرویت میکشیدم!علی بیانی۷؍۷؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۱۲ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
وسط پخش خبر چند نفر زنگ زدند - تاریخ: 1401/6/22 ساعت: 18:19
وسط پخش خبر چند نفر زنگ زدندلاف از غیرت و مردانگی و ننگ زدندسفرهی ما که پر از خون جگر شد به درککافر و مرتد مان خواند و به ما اَنگ زدندشعر خواندم که در این معرکهها گم نشویصد رقم وصله ی ناجور به فرهنگ زدندوا نشد غنچه ی لبخند تو از بس که خبر...حرف از خانهبراندازی یک جنگ زدندپرسش تلخ تو را نیست جوابی که...
چنان زهریکه بر لب ماندنی نیست - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 17:03
چنان زهریکه بر لب ماندنی نیستو خوشبختانه عقرب ماندنی نیستبزن ای نیش، نیش آخرت را ....زمین می چرخد و شب ماندنی نیستعلی بیانی۲؍۶؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور ۱۴۰۱ساعت ۶:۴۲ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
تا تو را دیدم دو چشمم در تماشا گیر ماند - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 17:03
تا تو را دیدم دو چشمم در تماشا گیر ماندبر زبانم نیمهی "گم گشته" پیدا گیر ماندیخ زدم در آفتاب داغ تابستان سالنبض من افتاد خون در سرخرگها گیر ماندگیج و منگم رو برویت وای این مجنون منم؟تا لبت جنبید خواندم نام لیلا گیر ماندمن همان رودم که با سر میدویدم صخره راگم شدم در زیر ابروی تو دریا گیر ماندوهم زیبا...
بگذار بگویم که بهاری، جانم! - تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 1:53
بگذار بگویم که بهاری، جانم!یعنیکه همیشه قندهاری، جانم!دستم برسد یکی دو تا میچینمبه به، چقدر باغ اناری، جانم!علی بیانی۲۲؍۵؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۲:۱۶ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
کشیده قد کجا خم می شود غم؟ - تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 1:53
کشیده قد کجا خم می شود غم؟به آسانی مگر کم می شود غم؟نشد با خندههای بی بهانه...نمیدانم کَی آدم می شود غم؟!علی بیانی۲۲؍۵؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۶:۲۶ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
از این دریای توفانی صدف برد - تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 1:53
از این دریای توفانی صدف بردچپاول کرد و خورد از هر طرف بردغرور و آبروی کابلم را...فقط یک بیشرف، یک بیشرف برد!علی بیانی۲۴؍۵؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
پر از عشق و پر از امید جنگل - تاریخ: 1401/5/11 ساعت: 13:56
پر از عشق و پر از امید جنگلبه ساز باد می رقصید جنگللبم روی لبت بود و لب رود...به یادت هست، ما را دید جنگل؟علی بیانی۳۱؍۶؍۱۳۹۷این دوبیتی از چهار سال پیش است که در تلگرام و فیسبوک نشر کرده بودم ولی اینجا را یادم رفته بود.  |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Ad...
در مقام بیضه هر جا قیل و قالی بوده است - تاریخ: 1401/5/1 ساعت: 15:15
در مقام بیضه هر جا قیل و قالی بوده استشاعر نازک خیال بی کمالی بوده استشعر اگر با مدح و ذم آمد قضاوت مشکل استباید اول دید شاعر در چه حالی بوده استشعر هم گاهی مسیر خویش را گم کرده استیا برای سودجوییها مجالی بوده استپخته را ناپختهها امکان چیدن داده استدر کنار سیبهای پخته، کالی بوده استآی مردم، طعنه بر ...
تَیِ آتیش تَیِ تیر بلا بود - تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 14:31
به لهجه هزارگیتَیِ'>تَیِ آتیش تَیِ تیر بلا بودسرش با چوبهی دار آشنا بودنه پُلغو موشه نه پُلغو میگیرهنجف بی بیرار از گا تنا بود!علی بیانی۱۹؍۴؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۱ساعت ۶:۴۶ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
مسیر صخره و سنگ است با من - تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 14:51
مسیر صخره و سنگ است با مندلیکه بی جهت تنگ است با منخیالی نیست، کابل شاد باشدغمیکه ناشی از جنگ است با منعلی بیانی۷؍۴؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۱۹ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)
کجا مبدا کجا مقصد شب و روز - تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 14:51
کجا'>کجا مبدا کجا مقصد؟                           شب و روز!پر است از رفت و از آمد شب و روززمین از کار آدمها شده گیج...به دَور خویش میچرخد شب و روز!علی بیانی۱۵؍۴؍۱۴۰۱  |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۱ساعت ۱۰:۴۱ ق.ظ&nbsp توسط علی بیانی  |  Adblock test (Why?)