خرید بک لینک

1 1 1 1 1 1 1
لاف از غیرت و مردانگی و ننگ زدند

سفرهی ما که پر از خون جگر شد به درک
کافر و مرتد مان خواند و به ما اَنگ زدند

شعر خواندم که در این معرکهها گم نشوی
صد رقم وصله ی ناجور به فرهنگ زدند

وا نشد غنچه ی لبخند تو از بس که خبر...
حرف از خانهبراندازی یک جنگ زدند

پرسش تلخ تو را نیست جوابی که چرا...
این جماعت به چه جرم آینه را سنگ زدند؟!

علی بیانی
۱۲؍۶؍۱۴۰۱

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۱ساعت ۴:۴۲ ب.ظ&nbsp توسط علی بیانی  | 

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: سه شنبه 22 شهريور 1401 ساعت: 18:19

صفحه بندی